«یادداشت‌ها»

در دنیای امروز بستر فضای مجازی به یک میدان اصلی برای انجام  طیفی از کارها مانند برقراری ارتباط با افراد، منبعی برای سرگرمی، انجام دادوستد و… تبدیل گشته است. درنتیجه‌ی تعاملات پیچیده‌ای که در این بستر رخ می‌دهد میزان زیادی از داده و اطلاعات به دست می‌آید که دولت‌ها و شرکت‌های گوناگون می‌توانند از جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل آن­ها استفاده‌های بسیاری داشته باشند.

دنیای رسانه نیز از این امر مستثنا نیست چراکه جمع‌آوری داده از کاربران پلتفرم‌ها و سرویس‌های مختلف ویدئو درخواستی، پخش ویدئو، شبکه‌های اجتماعی و… می‌تواند ارجحیت تجاری و قدرت سرویس‌ها را بالا ببرد. در چنین فضایی که وابستگی تمام‌کارها به داده‌هایی که شرکت‌ها از افراد جمع‌آوری می‌کنند بسیار بالا بوده، حفاظت و نگهداری از آن‌ها به موضوعی بسیار مهم تبدیل می‌شود.  ازاین‌رو پلتفرم‌ها و سرویس‌ها نیاز دارند تا قوانینی را وضع کنند که از طریق آن از حریم خصوصی افراد محافظت و آن‌ها را از این اقدامات مطلع کنند.

از طرف دیگر ازآنجایی‌که شبکه‌های اجتماعی ، پلتفرم‌ها و سرویس‌های پخش ویدئو مکان‌هایی هستند که افراد اکثر وقت خود را در آن‌ها می‌گذرانند، این سرویس‌ها مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها را تدوین کرده تا کاربران بتوانند با رعایت آن‌ها ارتباطی سالم و کارآمد با یکدیگر برقرار کنند. قوانین و دستورالعمل‌های ذکرشده در هر سایت در سه قالب سیاست حریم خصوصی، شرایط استفاده  و مرامنامه به کاربران ارائه می‌شوند.

برای دریافت گزارش کامل اینجا کلیلک کنید.

بیشتر بدانید
1399-07-14

سید محمد حسین قاسمی پژوهشگر مرکز مطالعات تنظیم گری و گروه سیاست پژوهی هاتف در طی یادداشتی که در ماهنامه پیوست به چاپ رسید درمورد تاریخچه پادکست و جایگاه آن در دنیا صحبت کرد. در ادامه متن این یادداشت را میخوانیم:

ظهور وب ۲.۰ و امکان خلق مفهومی به‌نام تولید-مصرف‌کننده به‌جای مصرف‌کننده یا تولیدکننده‌ی صرف، باعث شکل‌گیری نوع جدیدی از فرمت‌های رسانه‌نوین شد. فرمت‌هایی که از یک رسانه‌ی اصیل مثل رادیو سرچشمه می‌گرفتند؛ به‌عنوان مثال کتاب صوتی که از رسانه‌های مکتوب سرچشمه گرفته و در فرمتی جدید عرضه می‌شود. به‌طور کلی در عصر همگرایی شکل‌گیری این نوع از فرمت‌های نوین امری رایج و معمول است. پادکست نیز فرمتی جدید از محتوای رادیویی است. پدیده‌ی پادکست دیگر امروزه برای عموم افرادی که سبد مصرف رسانه‌ای متنوعی دارند، ناشناخته نیست. دیگر پادکست جای خود را در میان بخش مهمی از تولید-مصرف‌کنندگان محتوای رسانه‌ای در جهان پیدا کرده است. اما این پدیده از کجا آمده است؟

اگر بخواهیم مقداری به عقب بازگردیم و سیر تاریخی شکل‌گیری این فرمت رسانه‌ای را بجوییم، باید به دهۀ ۱۹۸۰ بازگردیم؛ زمانی که پدیده‌ا‌ی به نام audioblogging، بروز پیدا کرد؛ موردی که به یک معنا می‌توان آن را ریشۀ شکل‌گیری پادکست‌ها دانست. پس از حدود ۲۰ سال از این پدیده و با دسترسی بشر به اینترنت با پهنای باند بالا و پخش‌کننده‌های دیجیتال صدا نظیر آی‌پد، زمینه‌های ظهور رسمی پادکست، فراهم شد (ویکی‌پدیا، ۲۰۲۰). همواره از دو تن به نام‌های آدام کری و دیو واینر به‌عنوان پدران پادکست، یاد می‌شود. آدام قصد داشت نرم‌افزاری بسازد که هرچه در فهرست اشتراک کاربر است، دانلود کند؛ دِیو نیز به‌دنبال پلت‌فرمی برای به‌اشتراک‌گذاری محتوا ازطریق اینترنت بود. سرانجام، در تابستان ۲۰۰۴، آدام تصمیم گرفت اولین پادگیر را با اسکریپت‌های اپل، توسعه دهد. این برنامه، RSS (هم‌نشری سراسری ساده) را دریافت می‌کرد و صوت را می‌خواند. در واقع، این دو نفر، نخستین افرادی بودند که برنامه‌ای تحت‌عنوان «ipodder» نوشتند که می‌توانست رادیوهای اینترنتی را از آی‌پدهایشان، دانلود کند (پنجه‌شیری، ۱۳۹۸).

ورود غول‌های تکنولوژی به این حوزه نیز سبب‌ شد تا پادکست‌ها، بیش‌تر در کانون توجه قرار گیرند. برای مثال، در ژوئن ۲۰۰۵، اپل، در نسخۀ جدید iTunes ، بخش جدیدی برای پادکست‌ها تدارک دید که در آن می‌شد به‌ اشتراک‌گذاری، بارگذاری و سازمان‌دهی فایل‌های صوتی، پرداخت. استیو جابز و اپل، ظهوری باشکوه در حوزۀ پادکست داشتند؛ او در سال ۲۰۰۶، ویدئویی در مورد پادکست بیرون داد و در آن، ضمن آموزش نحوۀ ساخت پادکست، این پدیده را آیندۀ محتوای صوتی دانست. ورود اپل به بازار عرضۀ پادکست، کیفیت کار را افزایش داد و هم‌چنین با به‌وجود آمدن نرم‌افزارهای مشوّق ساخت پادکست نیز این عرصه گسترده‌تر شد(پنجه‌شیری، ۱۳۹۸).

هم بشنو، هم بخوان: صنعت پادکست در جهان

در طی این سال‌ها، پادکست‌ها رقیب سرسختی برای برنامه‌های رادیویی شده‌‌اند اما اگر بخواهیم از منظر همگرایی نگاه کنیم، رقابت معنای چندانی ندارد و پادکست‌های درواقع «امتدادهای» مهمی از رسانه‌ی اصیل رادیو شده‌اند. آن‌ها همواره به رشد خود ادامه داده‌ و به‌جز مقاطعی کوتاه (مثلاً سال‌های ۲۰۱۲ یا ۲۰۱۳)، همواره در حال رشد در میزان مخاطب بوده‌اند. در آوریل ۲۰۱۹، پژوهش‌گرانی به نام‌های نیِلسِن و ادیسون، دریافتند که بیش از ۷۰۰هزار پادکست فعال به بیش از ۱۰۰ زبان زندۀ دنیا موجود است(ویکی‌پدیا، ۲۰۲۰).

در سالیان اخیر، پادکست‌ها تبدیل به بستری جهت تبلیغات شرکت‌ها شده‌اند؛ به‌طوری‌که در سال ۲۰۱۷، ۳۱۴ میلیون‌دلار، صرف تبلیغات پادکست شد. مجلۀ WIRED، پادکست را جامی زرین دانست و شرکت میدرول‌میدیو نیز طی پژوهشی اعلام کرد که شنوندگان پادکست، به‌طور میانگین، حدود ۹۰ درصد از آن را می‌شنوند و معدود افرادی هستند که تبلیغات را رد می‌کنند و به آن گوش نمی‌دهند (پنجه‌شیری، ۲۰۲۰).

آمارها نشان می‌دهند که ۵۳ درصد مردم کره‌ی جنوبی به پادکست‌ها گوش می‌دهند. اسپانیا، ایرلند، سوئد و آمریکا، در رده‌های بعدی قرار دارند (ریچر، ۲۰۲۰). همچنین شاهد رشد فزایندۀ محبوبیت پادکست در کشورهای حوزۀ اسکاندیناوی هستیم (آرمسترانگ، ۲۰۲۰).

 

صنعت پادکست در کشورهای پیشروی آن

بیایید نگاهی به پادکست در سه کشور آمریکا، چین و کرۀ جنوبی، بیندازیم. آمریکا و چین به‌دلیل مدل‌های درآمدی منحصربه‌فردشان در این صنعت و کرۀ جنوبی، به‌خاطر محبوبیت بالای حوزۀ پادکست در آن توجه زیادی را به خود جلب می‌کنند.

اگرچه نحوۀ کسب درآمد پادکست‌ها از سه طریق «تبلیغات»، «حق عضویت» و «فروش محصولات جانبی» است اما می‌توان به‌طور کلی‌تر، دو نوع مدل درآمدی برای پادکست‌ها، نام برد: مدل غربی و آمریکایی و مدل چینی.

تمرکز مدل چینی، روی حق اشتراک است و با استفاده از مبلغی که از ثبت‌نام کاربران به دست می‌آورد، درآمدزایی می‌کند. در مقابل، مدل آمریکایی را داریم که غالباً با تبلیغات و اسپانسرینگ، تلاش می‌کند تا درآمد کسب کند؛ بدین‌معنا که تولیدکنندگان پادکست با جذب اسپانسر به درآمدزایی می‌پردازند و یا پلتفرم‌های میزبانی پادکست و پادگیرها ازطریق تبلیغات درون پلتفرم، کسب درآمد می‌کنند.

این تفاوت در نحوۀ درآمدزایی، خودش را در اختلاف ارزش صنعت پادکست چین و آمریکا نشان می‌دهد؛ در سال ۲۰۱۷، چین، حدوداً ۷.۳ میلیارد دلار درآمدزایی از طریق پادکست داشته؛ رقمی ۲۳ برابر ارزش صنعت پادکست در آمریکا (گرنت، ۲۰۱۸).
در مقایسۀ صنعت پادکست بین آمریکا و چین، پیش‌بینی می‌شود که صنعت پادکست در چین می‌تواند سالانه تا ۸ میلیون دلار درآمدزایی کند. درحالی‌که محبوب‌ترین پادکست آمریکا، یعنی Serial، در سال نخست، با ۱۹میلیون دانلود، تنها ۵۰۰ هزار دلار، کسب درآمد کرد (همان). یکی از ویژگی‌های بارز تولید پادکست در چین، غلبۀ پادکست‌های غیرحرفه‌ای بر حرفه‌ای در چین است؛ پادکست‌های آماتور، از سمت کاربران عادی تهیه می‌شود و نشان‌ از عمومیت پادکست بین مردمان چین دارد. البته یکی از دلایل توسعه، پیشرفت و حرفه‌ای‌گری بیش‌تر پادکست در غرب، همین مورد محسوب می‌شود. دو دلیل را می‌توان برای این موفقیت سودآوری پادکست در چین، برشمرد:

  • الف) آن‌ها باور دارند محتوایی که برایش مبلغی می‌پردازند، حرفه‌ای‌تر، بهتر و باکیفیت‌تر است.
  • ب) پرداخت پول از طریق تلفن همراه، در چین بسیار آسان است(نوئل، ۲۰۱۹).

اما همان‌طور که در آمارها بیان شد، چرا پادکست در کرۀ جنوبی، تا این میزان، پا گرفته‌است؟ شاید در نگاه اول، اختلاف درصدی که کرۀ جنوبی با دیگر کشورها دارد، عجیب به نظر برسد، اما ذکر این نکته حائز اهمیت است که کره‌ای‌ها، از صاحبان بازار در عرصۀ تکنولوژی با برندهایی چون سامسونگ و ال جی هستند و طبیعتاً هنگامی‌که یک پدیدۀ جدید در این فضا وارد می‌شود، زودتر با آن خو می‌گیرند. هم‌چنین، یکی از نکات قابل‌توجه، سرعت اینترنت بالا در کرۀ جنوبی تلقی می‌گردد که در ترغیب مردم این کشور به‌سمت رسانه‌های نوین، نقش به‌سزایی ایفا می‌کند (پلشوک و کولین، ۲۰۱۹). طبق بررسی‌ها، مردم کرۀ جنوبی، حدود ۲.۵ ساعت از روز را به تماشای برنامه‌های موردعلاقه‌شان یا گوش‌دادن به محتوای محبوب خود، اختصاص می‌دهند. هدف آن‌ها، تنها سرگرمی نیست و شنیدن پادکست، بیش‌تر برایشان جنبۀ آموزشی دارد (همان)! مسئله‌ای که در چین نیز مشابه است. درحالی‌که در آمریکا، پادکست‌های اجتماعی، خبری، کمدی و…، رایج هستند، در چین، بیش‌تر شاهد رواج پادکست‌های آموزشی با موضوعاتی متنوع نظیر تاریخ، ادبیات، اقتصاد، مدیریت و… هستیم.

آینده‌ پادکست در جهان، آینده‌ی جهان با پادکست

قطعاً پادکست یکی از محتواهای ثابت‌ سبد رسانه‌ای افراد به‌طور مستقیم و غیرمستقیم خواهد بود؛ جایگاهی که تابه‌الان نیز تاحد زیادی شکل گرفته و خود را اثبات کرده است. پادکست دیگر یکی از ترندهای نسبتاً ثابت جهانی در این چند سال شده و در سال جدید میلادی نیز به‌عنوان یکی از ترندهای صنعت صوت و تصویر در جهان برشمرده می‌شود. بر این مورد باید بحران کرونا و تأثیر آن بر بخش‌های مختلف صنعت صوت و تصویر را نیز افزود(اکبری نوری،۱۳۹۹: ۱۴). به‌طور کلی این فرمت‌های جدید، سپهر رسانه‌ای آینده را شکل خواهند داد همانگونه که سرویس‌های ویدئویی رسانه‌های اصیلی چون تلویزیون و سینما را امتداد می‌دهند.

 

منابع استفاده شده در این مطلب:

بیشتر بدانید
1399-07-10

حنانه اکبری نوری، پژوهشگر حوزه رسانه در ساترا، طی یادداشتی که در ماهنامه پیوست به چاپ رسید، به تجربه اتحادیه اروپا در خصوص رویکردهای جدید تنظیم گری محتوا در دنیای آنلاین نگاهی انداخت. در ادامه این گزارش را میخوانیم:

اتحادیه­ اروپا در دهه­ اخیر به دلیل نفوذ پلتفرم‌­های آنلاین خارجی به طور خاص پلتفرم­‌های آنلاین ایالات متحده در بازار دیجیتال اتحادیه، سعی کرده است تا با ایجاد چارچوب­‌ها، قواعد، مقررات و رژیم‌­های حقوقی به دفاع از آنچه ارزش­‌های اروپایی نامیده می­شود، بپردازد. این اتحادیه در سال­‌های اخیر با چالشی جدی در ارتباط با فعالیت‌­های پلتفرم­‌های آنلاین اشتراک­‌گذاری محتوای ایالات متحده نظیر فیسبوک، گوگل، یوتیوب و سایر بازیگران مواجه بوده است.

پیامدهای اتفاقات پیش آمده در انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده و مسائل پیشین یک دهه­ اخیر در ارتباط با جمع­‌آوری غیرقانونی داده‌­ها و نظایر آن، تغییرات مهمی را در رویکردهای اتحادیه اروپا نسبت به فعالیت­‌های پلتفرم­‌های آنلاین اشتراک­‌گذاری محتوا به وجود آورده است. یکی از مهم­‌ترین این تغییرات، تعریف این پلتفرم­‌ها به مثابه­ پلتفرم­‌های اشتراک­‌گذاری محتوای حوزه­ عمومی است. اگر پیش از این صفحات، کانال‌­های اشخاص بر بستر پلتفرم­‌های اشتراک‌­گذاری محتوای آنلاین به عبارتی شبکه­‌های اجتماعی بخشی از حریم خصوصی تعریف می‌­شد، اینک در مفاهیم امر خصوصی و امر عمومی تغییرات نظری مهمی شکل گرفته است. در این معنا آنان، بازیگران حوزه­ عمومی محسوب می‌­شوند، از این جهت باید الزامات و مقررات حوزه عمومی را رعایت کنند. مساله‌­ای مهم که دلالت‌های عملیاتی مختلفی را برای سیاست­‌گذاران و قانون‌گذاران اروپایی در پی دارد.

از سویی دیگر اتحادیه­ اروپا در وانفسای برخواستن جریانات ملی­‌گرایانه، سوسیال دموکراسی­‌ها، پوپولیسم و برگزیت، به دنبال احیای اروپای قدرتمند، یکپارچه و جلوگیری از چندپارگی قانونی و عملکردی است. از این رو به منظور تحقق کامل ایده­ بازار واحد اروپایی سعی در یکپارچه‌­سازی مقررات و قوانین کشورهای اروپایی با هدف تنظیم­‌گری بازیگران خارجی فعال در بازار اروپا دارد.

یکی از مهم­ترین اقدامات اخیر اتحادیه اروپا برای تنظیم­‌گری یکپارچه غول­‌های دیجیتال امریکایی، ارائه­ پیش­‌نویس قانون خدمات دیجیتال است. در این پیش‌­نویس قانونی به ابعاد مختلف تنظیم‌­گری پلتفرم‌­های آنلاین اشاره شده است. یکی از این ابعاد، مساله محتوای اشتراک­‌گذاری شده بر بستر این پلتفرم‌­ها و مقابله با محتوای غیرقانونی است.

سیاست­‌های مرتبط با اصلاح و سانسور محتوا همواره با مناقشه‌­های گوناگونی همراه بوده است. دوگانه حقوق اساسی نظیر آزادی بیان و تنوع و تکثر با اصلاح و سانسور از دوگانه‌­های مهم این سیاست­‌ها بوده است. تحولات شکل گرفته در نحوه و سرعت تولید، توزیع و نشر محتوا به دلیل ظهور و گسترش بازیگران نوین نظیر شبکه‌­های اجتماعی بار دیگر مسائلی چون چگونگی نظارت بر محتوا، ساز و کارها، مبانی و حد و مرزهای اصلاح و تعدیل محتوا را در میان سیاست‌گذاران و متخصصان این حوزه مطرح ساخته است. گفت‌وگوی آنلاین میان پروفسور الکساندر دستریل؛ یکی از تدوین کنندگان گزارش کمیسیون اروپا درباره­ تعدیل و اصلاح محتوای غیرقانونی، تیمو ولکن؛ حقوق‌دان آلمانی و عضو پارلمان اروپا و ورنر اسنتج ؛ عضو کابینه و رئیس بخش پلتفرم­‌های آنلاین و تجارت الکترونیک کمیسیون اروپا نمونه‌­های بحث‌های شکل گرفته در این حوزه است.

در این گفت­‌وگو دو ریکرد نسبتا متفاوت در ارتباط با اصلاح و تعدیل محتوا مطرح می‌­شود. رویکرد نخست که بازتاب­‌ دهنده­ نگاه تدوین‌کنندگان پیش‌­نویس قانون خدمات دیجیتال است، تاکید بر ایجاد سازوکارهای نظارت پیشینی بر محتوا دارد. رویکرد دوم تاکید بیشتری بر اتخاذ رویکردهای پسینی در اصلاح و تعدیل محتوا و هم­چنین استفاده از ظرفیت‌­های خودتنظیم‌­گرایانه بازیگران و کاربران دارد. با این حال مدافعان رویکرد نخست بر این باورند سازوکارهای خودتنظیم­‌گرایانه و هم­چنین مقررات‌­گذاری یک­سویه‌­ دولت‌­ها تا حد زیادی به شکست خورده است از این رو دولت‌­ها باید با گره زدن منافع اقتصادی پلتفرم‌­ها به اجرای مقررات و الزامات، قدرت اجرایی لازم برای مقررات و قوانین خود را فراهم کنند. به واقع دولت‌­ها باید ضمن بالا بردن هزینه­ تخلفات، برای مخاطبان قانون، به منظور اجرای آن ایجاد انگیزه کنند.

مدافعان رویکرد نخست، دنیای آفلاین را از دنیای آنلاین جدا نمی‌­بینند و این باورند برای ایجاد بازاری برابر، باید قواعد و مقررات یکسانی به طور خاص در حوزه­ محتوا و تعریف محتوای غیرقانونی برای کلیه­ بازیگران در نظر گرفته شود. یکی از گام‌­های نخست در این ارتباط را تعریفی همگن و یکپارچه از محتوای غیرقانونی می‌­دانند. به طور خاص در اتحادیه­ اروپا اجماع قانونی در خصوص برخی از انواع محتوا نظیر محتوای سوء استفاده جنسی از کودکان، حق نشر و محتوای تروریستی وجود دارد اما در خصوص سایر محتوا چندپارگی قوانین و مقرراتی وجود دارد.

از نظرگاه هر دو رویکرد، افزایش شفافیت در رویه‌­های عملکردی پلتفرم‌­های آنلاین در خصوص محتوا از جمله راهکارهای موثر در مقابله با نشر و گسترش محتوای غیرقانونی است. به بیان ورنر استنج اروپا به دنبال گشودن جعبه سیاه پلتفرم‌­های آنلاین است. دست‌­های پنهانی که درخصوص حجم وسیعی از محتوا، عدم انتشار یا چگونگی توزیع و انتشار آن­ها تصمیم­‌گیری می‌­کنند. تصمیماتی که اثرات مهمی بر ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جوامع خواهد گذاشت اما شفاف نیستند.

رویکرد نخست به استفاده از هوش مصنوعی در شناسایی محتوای غیرقانونی و ترکیب آن با ابزارهای انسانی تاکید می­‌کند درحالی که تیمو ولکن عضو اتحادیه­ اروپا و مدافع رویکرد دوم به استفاده از ابزارهای پسینی نظیر سازوکارهای اطلاع و اقدام، گزارش‌دهی تخلفات و موارد این چنینی معتقد است.

با این وجود در سطح اتحادیه اروپا به دلیل عدم توانایی در نظارت کلی و تضاد آن با ارزش­هایی چون آزادی بیان، اجماعی کلی مبنی بر اتخاذ رویکردهای ریسک‌محور به منظور نظارت بر محتوای غیرقانونی وجود دارد. از این رو هر پلتفرم و هر محتوایی که از ریسک بالاتری برخوردار باشد تحت الزامات و قواعد سخت­‌تری قرار خواهد گرفت. بر این مبنا پلتفرم‌­های بزرگ ریسک بالاتری خواهند داشت. در این میان سوال جالبی از هر سه مطرح می‌­شود مبنی بر این که آیا شبکه­‌های خصوصی و پلتفرم‌­های کوچک بیشتر مستعد به نشر محتوای غیرقانونی نیستند؟ چرا که بیشترین تبادل محتوای غیرقانونی در شبکه‌­های بسته و خصوصی اتفاق می‌­افتد؟

پاسخ الکساندر نشان دهنده­ تغییر رویکرد اروپا به مفهوم امر خصوصی و امر عمومی در فضای اینترنت و دنیای آنلاین است. وی پاسخ می‌­دهد مساله این نیست که تنها پلتفرم­‌های بزرگ می­‌توانند به ارزش‌­ها صدمه بزنند. اما پلتفرم‌­های بزرگ عرصه­ فعالیت خود را در حوزه­ عمومی تعریف می­‌کنند از این رو باید به قوانین و مقررات حوزه­ عمومی احترام بگذارند. این بدان معنا نیست که پلتفرم­‌های کوچک تحت قواعد خاصی نباشند. آن­ها نیز به تناسب نوع محتوا و ریسک آن باید از الزامات خاصی تبعیت کنند. با این حال مساله­ اصلی پلتفرم­‌هایی است که حوزه­ فعالیت خود را عرصه­ عمومی تعریف می­‌کنند.

بیشتر بدانید
1399-06-17

محمد  حسین خلیلی، پژوهشگر حوزه رسانه در ساترا، در گزارشی که در مجازیست منتشر شد، در خصوص چیستی استریم زنده و وضعیت آن در دنیای امروز صحبت کرد. در ادامه متن کامل این گزارش را میخوانیم:

ظهور فناوری‌های تحول‌آفرین[1] در حوزه‌های مختلف صحنه‌ی بازی را از رویه‌های تمرکزگرا و یک‌سویه‌ی سنتی قدم‌به‌قدم می‌رهاند و با پراکندگی، نوع جدیدی از نظام توزیع و انتشار را به وجود می‌آورد. این نظم جدید، هرچند در همان نظام کلی قبل شکل می‌گیرد اما دیگر براساس قواعد ازپیش موجود عمل نمی‌کند و به آن‌ها تن نمی‌دهد. فناوری پخش استریم یکی از این انواع فناوری‌هاست. استریم هرچند یک مفهوم کلی است و در بخش‌های مختلف صنعت صوت و تصویر کارایی دارد اما به‌طور خاص با فناوری استریم در تولید محتوای زنده‌ی کاربرپدید شاهد نوعی گذار از برودکست متمرکز سنتی به برودکست‌های پراکنده و متکثر هستیم؛ برودکستی که هرچند از زنجیره‌ی ارزش برخوردار است اما دیگر در ساختار قدیم نمی‌گنجد و به‌جای نظام خطی، از نوعی نظام شبکه‌وار تبعیت می‌کند. و برهمین اساس اقتضائات جدید به‌وجود می‌آورد.

 

                                                                                                                                                 

    استریم زنده چیست؟

«استریمینگ انتقال پیوسته‌ی فایل صوتی یا ویدیویی از یک سرور به یک مشتری است. به بیان ساده‌تر، آنچه هنگام تماشای تلویزیون یا گوش دادن به پادکست‌ها ازطریق دستگاه‌های متصل به اینترنت اتفاق می‌افتد، استریمینگ محسوب می‌شود. ازطریق استریمینگ فایل رسانه‌ای که برروی دستگاه مشتری اجرا می‌شود، از راه دور ذخیره می‌شود و ظرف چند ثانیه ازطریق اینترنت منتقل می‌شود»(Cloudflare-a،بی‌تا).

«استریمینگ در آنِ واحد  انجام می‌شود و بسیار کارآمدتر از دانلود فایل‌هاست. وقتی یک فایل دانلود می‌شود، تمام آن برروی دستگاه کابر ذخیره می‌شود و تا پایان دانلود نمی‌توان آن را اجرا کرد. درصورتی که ازطریق استریمینگ محتوا به اجرا در‌می‌آید بدون مواردی که ذکر شد. در استریمینگ ویدیو کم‌کم بارگذاری می‌شود»(همان).

ریشه‌ی استریم زنده

مفهوم استریم، جدید نیست و ریشه‌ی آن را می‌توان در حدود 90 سال قبل جست؛ زمانی که سعی شد ازطریق دستگاه‌های ابتدایی آن موقع موسیقی را به‌طور زنده در خانه‌ها و آسانسورها پخش کرد. این تلاش در دهه‌ی 1930 و همچنین پخش زنده‌ی تلویزیونی در سال 1951(fmgsuite،بی‌تا) اولین گام‌ها برای نوعی از پخش زنده‌ی استریم بود هرچند در آن موقع از اینترنت بهره برده نمی‌شد. پس از آن در دهه‌ی 1990 میلادی نیز چند بار با استفاده از این فناوری ارتباط زنده برقرار شد(Repertoire Production،بی‌تا).

استریم زنده به‌معنای امروزی آن-که بیشتر وابسته به شبکه‌های اجتماعی است- اولین بار در سال 2007 اتفاق افتاد، زمانی که فردی به نام جاستین کن دوربینی را برروی کلاه خود نصب کرد و از زندگی روزمره‌ی خود برای شبکه‌ای که به نام جاستین تی‌وی داشت، محتوا تولید کرد(همان). این حرکت با نام پخش استریم زندگی  شناخته شد(ویکیپدیا،بی‌تا). اما در پلتفرم‌های معروف و شبکه‌های اجتماعی اولین بار در سال 2013 بود که استریم زنده توسط یوتیوب راه‌اندازی شد (Fontaine, Grece, Pumares,2018:7). درحال حاضر دیگر بیشتر پلتفرم‌های مطرح در این حوزه امکان استریم زنده را برای کاربران فراهم آورده‌اند.

مزایا و مخاطرات استریم زنده

عمده‌ی مزایایی که برای استریم زنده قید می‌شود، مرتبط با حوزه‌ی کسب‌وکار است(Managuelod,2017). استریم زنده امکان تبلیغ و ایجاد یک سرویس شخصی برروی یک پلتفرم دیگر را با هزینه‌ای کم‌تر فراهم می‌آورد. اما مخاطرات قابل‌توجهی نیز برای این پدیده ذکر شده است؛ ازجمله:

  • محتوای نامناسب: طبیعتاً محتوایی که از هرجهتی نامناسب باشد، در پخش زنده دارای مخاطره‌ی بیشتری ازجهت غیرقابل‌انتظار بودن است.
  • ترغیب به انجام امور خشونت‌بار یا جنسی به‌صورت آنلاین: برخی افراد در استریم زنده، بینندگان خود را به انجام امور خشونت‌بار یا جنسی ترغیب می‌کنند.
  • نظرهای خشونت‌بار: نظرها[2]ی خشن و با بدزبانی که برخی بینندگان در استریم زنده می‌گذارند نیز یکی دیگر از مخاطرات است.
  • انجام رفتارهای خطرپذیر: همین که یک فرد حس کند به‌طور زنده تماشا می‌شود، به او این جرئت را می‌دهد که به انجام رفتارهایی همچون پریدن از ارتفاع و . . . اقدام کند.
  • حق مالکیت اثر: در استریم زنده حق مالکیت آثار ثبت‌شده با کارهایی چون فیلمبرداری از پرده‌ی سینما و . . . ضایع می‌شود.
  • ایجاد چالش برای نظام مالیاتی: استریم زنده کارزاری گسترده برای انجام تبلیغات است. افراد زیادی با انعقاد قراردادهایی با شرکت‌ها و نشان‌های تجاری، محصولات آن‌ها را تبلیغ می‌کنند. اما این نوع از تبلیغات زیر ذره‌بین نظام‌های مالیاتی نیست و در بسیاری موارد بدون هیچ‌گونه سازوکاری به راه خود ادامه می‌دهد.

 

تنظیم گری استریم زنده

اما باوجود چالش‌ها و مخاطرات استریم زنده، این پدیده چگونه تنظیم می‌شود؟

  • پلتفرم‌ها: پلتفرم‌ها ضمن شناخت خود کانال‌ها، برنامه‌های مرتبط با هم را می‌شناسند؛ برنامه‌ها و کانال‌هایی که به‌صورت شبکه به هم وصل هستند.
  • کانال‌ها و تولیدکنندگان: کانال‌ها و تولیدکنندگان با بهره‌مندی از حمایت‌های مالی(اسپانسری)، تبلیغات و تبلیغات نامحسوس و برنامه‌های وابسته[3] به فعالیت و کسب درآمد در این فضا می‌پردازند(Krivokapić, Adamović,2016). هرچند برخی کانال‌ها انگیزه‌ی مالی ندارند اما آن‌ها نیز به‌سبب برندسازی، پتانسیل ایجاد شبکه و کسب درآمدهای مستقیم و غیرمستقیم را دارند.

آن‌چه که در مطالعات تطبیقی مشهود است، مسئولیت انکارناپذیر پلتفرم‌ها و ظرفیت خودتنظیم‌گرانه‌ی آن‌ها در تنظیم‌گری این حوزه است. قدرت اصلی در زنجیره‌ی ارزش استریم زنده باوجود حضور سازندگان استریم، در دست پلتفرم‌هاست و مسئولیت اصلی نیز برعهده‌ی آن‌هاست. بدین سبب که پلتفرم‌ها بر سر گلوگاه پخش استریم زنده نشسته‌اند. در دنیا پلتفرم‌ها از شیوه‌های مختلفی همچون ثبت مشخصات کامل سازندگان استریم زنده و ایجاد فهرست سیاه از متخلفان، استفاده از ابزارهای فنی همچون هوش مصنوعی در تنظیم استریم زنده، تخصیص نیروی انسانی موردنیاز برای پایش، ایجاد سازوکار گزارش‌دهی کاربران و . . . استفاده ‌می‌کنند تا از مخاطران استریم زنده بکاهند. هرچند تنظیم‌گر نیز در این صحنه حضور جدی دارد و از نظارت تنظیم‌گر بر عملکرد پلتفرم‌ها کاسته نمی‌شود.

 

نقش والدین در تنظیم استریم زنده

هرچند تنظیم این فضا به‌معنای اصلی آن به‌عهده‌ی سازمان‌های تنظیم‌گر رسانه‌ی هر کشور یا سازمان‌های بین المللی ازطریق پلتفرم‌هاست، اما نقش والدین در کنترل فرزندان درخصوص استریم زنده باتوجه به آسیب‌پذیری بیشتر کودکان از مخاطرات استریم زنده حائز اهمیت فراوان است. راه‌حل‌های مشخص و زیادی برای نظارت والدین معرفی می‌شود. برخی وظایف و امکانات والدین در نظارت بر فرزندان در مواجهه با استریم زنده عبارتند از:

  • تعیین محدودیت سنی برای تولید استریم زنده توسط فرزندان(NCA-CEOP,2018)
  • محدود کردن استفاده‌ی کودکان به پخش استریم‌ خصوصی از خود
  • همراهی با کودکان در هنگام ضبط
  • راه‌اندازی نظام گزارش‌دهی توسط پلتفرم‌ها که البته مسئولیت گزارش‌دهی تا حد زیادی با والدین است.
  • سازوکار کنترل والدین[4]( Boukley,2018)

 

جمع‌بندی

به‌طور کلی استریم زنده به‌سبب حضور خود در پلتفرم‌های رسانه‌ای نوین، همچون خود پلتفرم‌ها زوایا و چالش‌های مختلفی دارد. در استریم زنده به‌سبب وزن زیادی که میان بازیگران حاضر در زنجیره‌ی ارزش آن توزیع شده، تنظیم‌گری آن نیز چندوجهی است و درنتیجه نوعی اجماع میان بازیگران اکوسیستم می‌طلبد. اجماعی که پیوند زیاد با همان مفهوم همگرایی رسانه‌ای و حکمرانی یکپارچه‌ی رسانه نیز دارد و برخی کشورها در ایجاد آن موفق بوده‌اند، برخی درحال ایجاد آن هستند و برخی هنوز سازوکار جامعی درقبال آن ندارند.

منابع

[1] Disruptive technologies

[2] comments

[3] Affiliate programs

[4] Parental control

بیشتر بدانید
1399-06-16

به گزارش ماهنامه پیوست حنانه اکبری، پژوهشگر مدیریت مطالعات تنظیم گری ساترا، در خصوص لزوم تقویت و توسعه تمامی بازیگران حاضر در صنعت صوت و تصویر عنوان کرد:

رونمایی از طرح « هر ایرانی، یک تلویزیون اینترنتی» وزارت ارتباطات و فناوری و به تبع آن انتشار دیدگاه­ هایی در فضای آنلاین مبنی بر پایان انحصار رسانه­ ای و مواردی این چنینی، لزوم بازنگری در چشم انداز سیاست­گذاران و متخصصان این حوزه برای ایجاد صنعتی پایدار و مقتدر در حوزه رسانه را یادآور شد.

بازار صوتی­ و تصویری جهان با ظهور فناوری­های جدید رسانه ­ای به سرعت در حال تغییر است. تا پیش از این، تلویزیون های خطی بازیگران غالب این بازار بودند. در ایران صدا­وسیما تنها رسانه ملی کشور بود و بنابر قانون شبکه ­های خصوصی شکل نگرفتند. رشد و توسعه فناوری در حوزه رسانه به ظهور نسلی از رسانه­ های دیجیتال و آنلاین منجر شد. سرویس­ های درخواستی، پلتفرم ­های اشتراک­ گذاری ویدئو  و سرویس­ های استریم (استریم زنده، استریم بازی) از جمله رسانه­ های نوینی هستند که در سطح جهان بخش مهمی از محتوای رسانه­ ای کاربران را به خود اختصاص داده ­اند .به طور مثال نتفلیکس یکی از بزرگ­ترین سرویس ­های استریم ویدئوی جهان 15 درصد و پلتفرم اشتراک­ گذاری ویدئوی یوتیوب نیز 11.4 درصد ترافیک جهانی اینترنت را به خود اختصاص داده است.

با رشد و گسترش سرویس­ های استریمی چون نتفلیکس، یوتیوب، آمازون پرایم و دیگر سرویس ­ها، انواع جدیدی از عرضه محتوای صوتی­ و تصویری در جهان شکل گرفت. در نتیجه بازیگران مختلفی پا به عرصه عرضه محتوای رسانه ­ای گذاشتند. بی ­تردید صنعت بالغ نیازمند بازیگران مختلف و توانمند در ارائه خدمات گوناگون و متنوع است. هرچه تنوع و تکثر این بازیگران بیشتر باشد، صنعت از توسعه و گسترش بیشتری برخوردار بوده و به تبع آن کیفیت و کمیت محصولات ارائه شده، به حداکثرسازی مطلوبیت مصرف کننده کمک بیشتری خواهد کرد.

بازار رسانه ایران نیز از این تحولات فناورانه دور نماند و در سال­های اخیر شاهد رشد و گسترش سرویس­های رسانه­ ای بوده­ایم. فارغ از ارزیابی مثبت و منفی تصمیم سیاستی بر فیلترینگ سرویس­ های خارجی نظیر یوتیوب و عدم فعالیت سرویس ­های استریم جهانی نظیر نتفلیکس در ایران، سرویس ­های رسانه­ ای داخلی توانسته­ اند سهم عمده­ ای از محتوای آنلاین کاربران ایرانی در تماشای ویدئو (غیر از شبکه ­های اجتماعی خارجی نظیر اینستاگرام) را در بربگیرند. از این ­رو صنعت رسانه­ ای ایران شاهد ورورد بازیگران مختلفی به ارائه خدمات محتوایی بوده است.

با شیوع پاندمی ویروس کرونا تعطیلی مراکز تفریحی از جمله سینما، سالن ­های تئاتر، کنسرت و مسابقات ورزشی رسانه­ های آنلاین نقش مهمی را در سبد مصرفی محتوایی مخاطبان ایفا کردند. اکران آنلاین فیلم­های سینمایی، کنسرت­های موسیقی و برنامه ­های تئاتر از جمله اتفاق ­های نوین ناشی از پیامدهای تعطیلی ویروس کرونا بود. تصمیم مردم به ماندن در خانه و هم­چنین ارائه برخی از تسهیلات، نظیر تخفیف­ های اشتراک و اینترنت رایگان و نیم ­بها در جذب مخاطبان بی­ تاثیر نبوده است. در نتیجه ما شاهد رشد و افزایش مخاطبان این صنعت بوده­ایم، در نتیجه باید این فرصت را مغتنم شمرد و برای رشد و توسع ه­ی زیست­بومِ رسانه­ ای کشور از آن استفاده کرد.

رشد و توسعه­ ی زیست­بومِ رسانه ­ای هر کشوری نیازمند حضور بازیگران مختلف رسانه­ ای با کارکردهای متنوع است. رشد و توسعه رسانه ­های آنلاین بخش خصوصی منافی حضور و کارکرد رسانه ­ی ملی مقتدر و کارآمد نیست. چرا که هر کدام از این رسانه­ ها نقشی متفاوت و متمایز در سپهر رسانه­ای کشور بازی خواهند کرد.

تلویزیون ملی و به عبارت صحیح ­تر برودکست­ های خدمات عمومی، سرویس ­های عمومی رسانه­ ای هستند که با هدف تحقق منافع عمومی هر جامعه نظیر تکثر، تنوع، ارائه محتوای فاخرِ با کیفیت، آموزش همگانی، اطلاع­ رسانی، انسجام اجتماعی، اعتلای فرهنگی و موارد دیگر فعالیت می­کنند. این سرویس­ های رسانه ­ای در هر کشوری تحت ضوابط و مقررات خاصی در خصوص محتوا، تبلیغات، تامین مالی، ساختار سازمانی و موارد دیگر قرار دارند که متمایز از بخش خصوصی است. برودکست ­های خدمات عمومی از جمله بازیگران رسانه­ ای مهم بسیاری از کشورها محسوب می­شوند. حفظ اقتدار، عملکرد مطلوب و تامین منافع عمومی از طریق این رسانه­ ها در دنیای کنونی رسانه ­های نوین همواره از مسائل و دغدغه ­های سیاست­گذاران و متخصصان حوزه رسانه و ارتباطات بوده است.

یکی از نقش ­های مهم برودکست ­های عمومی یعنی اطلاع ­رسانی و آموزش همگانی در شیوع پاندمی ویروس کرونا خود را نشان داد. طبق نظرسنجی ­های انجام شده مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) با اندازه نمونه ۹۲۸ نفر در مناطق ۲۲ گانه، در اسفندماه 1398،۶۵ درصد از شهروندان تهرانی صدا و سیما را منبع اصلی کسب اطلاعات می‌دانند، در حالی که ۳۷ درصد از شهروندان نیز شبکه‌های اجتماعی، ۱۵ درصد پزشکان و ۱۰ درصد ماهواره را به عنوان مهم‌ترین منبع خود برای اطلاع از توصیه‌های بهداشتی در مورد کرونا اعلام کرده‌اند. بر طبق نظرسنجی­ های انجام شده در کشورهای دیگر نیز کماکان در زمان­های بحران، رسانه­های خدمات عمومی منبع قابل اعتمادتری برای کسب اخبار و اطلاعات هستند.  بر طبق گزارش اتحادیه برودکست­ های اروپایی، با وجود آن که 47% مردم برای کسب اخبار از شبکه­ های اجتماعی استفاده می­کنند اما تنها 14% از آنان، شبکه­ های اجتماعی را مورد اعتمادترین منبع معرفی کرده ­اند. کانال­ های تلویزیونی بیشترین منبع مورد استفاده برای کسب اطلاعات کووید 19 بوده است. به طورمثال 86% مردم آلمان اعتقاد دارند که دو رسانه خدمات عمومی یعنی ZDF و ARD، مهم­ترین منابع قابل اعتماد برای کسب اخبار و اطلاعات بوده ­اند. این در حالی است که در کشورهای اروپایی مصرف سرویس ­های استریم ویدئو در دوران بحران کرونا افزایش یافته است.

از این رو دوگانه تلویزیون ملی و تلویزیون اینترنتی و به عبارتی صحیح­ تر سرویس ­های رسانه ­ای آنلاین، نمی­تواند به بلوغ صنعت و تحقق منافع عمومی نظیر ارائه محتوای فاخر با کیفیت، تنوع و تکثر محتوایی، اطلاع ­رسانی صحیح و رقابت در بازار منجر شود. بلکه به منظور ایجاد زیست ­بومی پایدار و قدرتمند، نیازمند تقویت ارکان و بازیگران مختلف این نظام رسانه ­ای هستیم. سرویس ­های رسانه ­ای آنلاین در امتداد رسانه­­ ی ملی مقتدر، کارآمد و حافظ منافع عمومی جامعه می­ تواند چشم­ اندازی پر امید در سپهر رسانه­ ای کشور ایجاد کند.

بیشتر بدانید
1399-06-16